
حجاب
حجاب و آزادی روابط
برای آنانی که حجاب موضوعیت حقیقی خود را در زندگیشان نیافته و نوع نگاهشان و زاویه ی دیدشان به زندگی، سعی و تلاش برای رسیدن به مقام رضا و عبودیت نبوده و نوع بینش آنها به زندگی به نقش انسان در زندگی و در جامعه در حد تنوع در حد زندگی تکراری در حد همین امروز و فردا و همین هفتاد سال است و در این دنیا همه ی کارشان ایستادن است و دیدن و به نظاره نشستن.
برای آن هایی که زندگی دیگران که رشد دیگران که مرگ و مرگ خصلت های اخلاقی دیگران برایشان مهم نیست و به غیر خود نمی اندیشند که حتی به رضای خدا نمی اندیشند، حجاب سنگین است که فراتر از سنگینی، حجاب برایشان هیچ مفهومی ندارد و چیزی جز کفن سیاه و مرگ نشاط برایشان ارمغانی به همراه ندارد. باری از دوششان بر نمی دارد که باری بر دوششان است.
تا زمانی که برداشت ما که تلقی ما از خود و از نقش خود در جامعه عوض نشود تا معنای حقیقی آن را درک نکنیم، حجاب برایمان بند است، مهار است عامل نگهدارنده است که جلوی حرکتمان را می گیرد اینجاست که هزار عذر و بهانه می آوریم:
که پاکی زن در لباسش نیست، چادری های کثیف و لجن بی شماره اند …
که من پاکم چه منتّم به خاکه …
که زن ایرانی نجیب است و مرد ایرانی چشم پاک …
که من راه خودم را می روم ، چشمشان کور نگاه نکنند …
که اصلاً دل باید پاک باشد …
که چادر ، که خوب رو گرفتن، مرد را بیشتر کنجکاو و مجذوب و تحریک می کند …
که این مسائل در کشورهای مترقی کاملاً حل شده اند و دیگر مسأله ای نیست …
که روابط آزاد، طبیعی است …
که محدودیت، عقده می آورد و محرومیت ، سرکشی را می زاید …
کلیک کنید – ادامه مطلب ..