حجاب در ایران باستان

حداقل از زمان هخامنشیان ملکه‌ها به وسیلهٔ پرده از مردم پنهان بوده‌اند. در متون پهلوی واژه چادر حداقل در دو مورد ذکر شده‌است یکی در روایات حمید آشاواهیشتان که یک متن حقوقی زردشتی قرن دهم میلادی است. در این متن چادر به همراه سربند و واشماگ که روسری گونه‌ای بود که توسط زنان زردشتی پوشیده می‌شد آمده است. در کتاب پهلوی به نام مداین یوشت فریان (احتمالاً قرن ششم) بر اساس متون گم شده از اوستا می‌خوانم که هوفریا، خواهر یویشت، یک زردشتی تورانی همسر آخت -که از مخالفین آیین جدید زردشتی بود- هنگام بازپرسی یک چادر بر سرکرده بود. متون کلاسیک فارسی موارد فراوانی را ذکر می‌کنند که زنان از طبقات مختلف و دوره‌های تاریخی متفاوت یا چادر پوشیده‌اند یا نوع دیگری از روسری. به عنوان مثال وقتی صحبت شیرین با پادشاه جدید و پسرخوانده اش سیرویا به پایان می‌رسد، شیرین چادرش را برمی‌دارد تا نشان دهد این زیبایی بی مانند وی بود که شاه فقید خسرو پرویز را شیفته کرد. حجاب گذاشتن فقط محدود به زنان نبود و شامل شاهان پارسی نیز بود. ابن اسحاق در سیره خود روایت می‌کند که خسرو انوشیروان به صورت پوشیده به راهروی حضار آمد تا زویازان یمنی را ملاقات کند و فقط وقتی بر تخت نشست حجابش برداشته شد.[۵] وجود حجاب در بین زنان زردشتی قرن اول میلادی که سر و صورتشان را به‌طور کامل بپوشانند در یک اثر مرمری که از پالمیرا بدست آمده دیده می‌شود. در مجسمه‌های پالمیرایی به جا مانده از قرن دوم میلادی وجود حجابهایی که سر را می‌پوشانند ولی صورت را باقی می‌گذارند معمول است.[۶]

تاریخچه حجاب

اولین نمونه ثبت شده از حجاب برای زنان در کتاب مقدس پیدایش، فصل ۲۴، آیه ۶۵، هنگامی که ربکا در اولین دیدار با اسحاق خود را با حجاب می‌پوشاند.[۳] نمونه دیگر آن از یک متن قانونی آشوری از قرن ۱۳ قبل از میلاد، که استفاده از آن به زنان نجیب محدود می‌شد و روسپیان و زنان معمولی از انجام منع شده بودند.

اگر چه مذهب عمده‌ترین دلیل برای استفاده از حجاب شمرده می‌شود ولی گاهی اوقات اعتقادات سیاسی یا شخصی نیز در این موضوع تأثیر دارند که در این حالت واسطه‌ای است برای مشخص کردن نوع شخصیت مقابل